تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ خبری ایران
 
    به بزرگترین وبلاگ خبری ایران خوش آمدید!    
 
منوی اصلی
لینکهای سریع

آرشیو ماهانه
8807.aspx
8806.aspx
8805.aspx
8804.aspx
8803.aspx
8802.aspx
8801.aspx
8712.aspx
8711.aspx
8710.aspx
8709.aspx
8708.aspx
8707.aspx
8706.aspx
8705.aspx
8704.aspx
8703.aspx
8702.aspx
8701.aspx
8612.aspx

لینک همکاران

خبرنامه





Powered by WebGozar


تابلوی تبلیغات





رباینده دختر جوان در فهرست اعدامیان

حکم اعدام پسر جوانی که به اتفاق همدستانش دختری را ربوده و در باغی مورد آزار قرار داده بود، قطعی شد.
اوایل سال ۸۶ دختری جوان به ماموران خبر داد توسط سه پسر جوان ربوده شده و مورد آزار قرار گرفته است. این دختر در شکایتش گفت؛ داشتم از سر کار به خانه برمی گشتم که سوار یک خودروی مسافرکش شدم. به جز راننده دو نفر دیگر نیز سوار خودرو بودند. من فکر کردم آنها مسافر هستند. چند دقیقه یی از سوار شدن من گذشته بود که یک دفعه احساس کردم راننده از مسیر منحرف شد. از او توضیح خواستم و جواب داد می خواهد از راه میانبر برود. اما رفتار سه مردی که در خودرو بودند طوری بود که من به آنها شک کردم. متوجه شدم آنها با هم هستند و نقشه یی دارند.
دختر جوان ادامه داد؛ خواستم از خودرو پیاده شوم. با فریادهایم از راننده خواستم هرچه زودتر خودرو را متوقف کند. او این کار را نکرد و در نهایت داخل یک باغ پیچید. دو نفر از سرنشینان خودرو من را آزار دادند و بعد رهایم کردند. آنها تهدید کردند اگر در این باره به کسی حرفی بزنم مرا خواهند کشت.
دختر جوان در ادامه نشانه هایی را از خودروی متهمان در اختیار پلیس قرار داد و بلافاصله بعد از این شکایت ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند. آنها موفق شدند خودرو را شناسایی و از طریق پلاک ماشین صاحب آن را پیدا کنند. مالک خودرو به ماموران گفت شب حادثه ماشین دست یکی از دوستانش بوده است و او از ماجرای تعرض به دختر جوان هم اطلاعی ندارد. بنابراین داریوش پسر جوانی که گفته می شد روز حادثه راننده اتومبیل متهمان بود، دستگیر شد. وی در اعترافاتش گفت؛ روز حادثه من و دوستانم می خواستیم کمی در خیابان ها گردش کنیم. اصلاً قرار نبود کسی را سوار ماشین کنیم. زمانی که در خیابان می رفتیم چشم مان به دختری افتاد. مرتضی- یکی از دوستانم- به من گفت دختر جوان را سوار کنیم و کمی سر به سرش بگذاریم. من اصلاً تصور نمی کردم مرتضی قصد تعرض به دختر جوان را داشته باشد. پیشنهاد او را قبول کردم. دختر جوان را سوار کردیم. من مسیری را می رفتم که مرتضی و حسین به من می گفتند. در راه دختر جوان متوجه رفتار غیرعادی من شد و شروع به داد و فریاد کرد. خیلی ترسیده بودم. نمی دانستم باید چه کنم. مرتضی مسیر را به من می گفت و من هم می رفتم. او در های ماشین را قفل کرده بود. دختر جوان نمی توانست از خودرو خارج شود. ما داخل باغی پیچیدیم. مرتضی و حسین دختر جوان را از اتومبیل پیاده کردند. من بیرون از باغ ایستاده بودم. چند دقیقه بعد آمدند و به من گفتند سریع حرکت کن. بعد هم دختر جوان را کنار جاده یی رها کردند.
وی ادامه داد؛ وحشت زیادی داشتم و نمی دانستم باید چه کنم. می ترسیدم اگر موضوع را به پلیس خبر بدهم خودم هم گرفتار شوم، به همین خاطر سکوت کردم.
با همکاری داریوش دو جوان دیگر دستگیر شدند. آنها ابتدا جرم شان را انکار کردند اما زمانی که متوجه شدند داریوش همه چیز را گفته است لب به اعتراف گشودند. در این میان حسین- یکی از متهمان- مدعی شد به دختر جوان تعرض نکرده است اما مرتضی به جرمش اقرار کرد و گفت؛ زمانی که دختر جوان فریاد زد و با فحاشی سعی کرد به من حمله کند، تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم، به همین خاطر هم داریوش را وادار کردم وارد باغی در اطراف فردیس کرج شود و در آنجا بود که دختر جوان را مورد تعرض قرار دادم. پرونده برای بررسی بیشتر به شعبه ۷۹ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و دختر جوان در جلسات محاکمه تاکید کرد حسین نیز به او تعرض کرده است. با توجه به شواهدی که در پرونده وجود داشت حسین و مرتضی به جرم تعرض به دختر جوان به اعدام محکوم شدند. با اعتراض این دو متهم پرونده به دیوان عالی کشور رفت و در آنجا نیز حکم مورد تایید قرار گرفت. با این حال حسین همچنان به اعتراضات خود ادامه می داد. وی با ارسال نامه یی به دادستانی کل کشور ادعای سابق خود را تکرار کرد و گفت دختر جوان را مورد تعرض قرار نداده است. در همین حین دختر جوان نامه یی خطاب به دادستانی نوشت و بالاخره اعلام کرد ادعای حسین حقیقت دارد. او در این نامه نوشت؛ زمانی که مرتضی مرا کشان کشان به سمت محل حادثه می برد حسین هم آنجا بود. هرچه به او التماس کردم کمکم کند، توجهی نکرد. مرتضی من را مقابل چشمان او مورد آزار قرار داد. من هم برای اینکه از وی انتقام بگیرم او را متهم به تعرض کردم، هرچند هنوز هم معتقدم اگر به من کمک می کرد حالا در این شرایط نبودم.
با توجه به این نامه رای صادره در دادستانی کل کشور نقض شد و حسین یک بار دیگر تحت محاکمه قرار گرفت. وی به دلیل همکاری با دوست متجاوزش به زندان محکوم و از سویی دیگر پرونده مرتضی برای استیذان نزد رئیس قوه قضائیه فرستاده و رای صادره تایید شد و این متهم با ارسال پرونده به واحد اجرای احکام در لیست اعدامیان قرار گرفت.

جمعه 12 تیر1388   بیان انتقادات و پیشنهادات

دفتر فنی و مهندسی مدنی


چه بگویم از این همه تنهایی


مدیران
سرباز 113
سید علی

پیوندهای روزانه

پروفایل سرباز 113

فروشگاه اینترنتی سرباز 113 راه اندازی شد
آرشیو پیوندها


شمارنده بازدید

تبلیغات


 

صفحه اصلي |  پست الکترونیک |  اضافه به علاقه مندی ها |  آدرس وب سایت



Powered By Blogfa & Translated By SARBAZE113.BLOGFA