 |
منوی اصلی |
|
 | لینکهای سریع |
 |
موضوعات |
|
| |
 |
آرشیو ماهانه |
|
|
|
 |
لینک همکاران |
|
|
|
 |
خبرنامه |
|
|
|
 |
تابلوی تبلیغات |
|
|
|
 |
دشواری روزنامه نگاری در ایران امروز |
|
|
تعطیلی و توقیف انتشار سه روزنامه دیگر (آرمان، فرهنگ آشتی و تحلیل روز) بهترین گواه برای سخت تر شدن کار روزنامه نگاران و به ویژه مطبوعات مستقل در ایران امروز است. با کمال تاسف محدودیت ها و توصیه ها و حوزه های ممنوعه برای مطبوعات منتقد، به گونه یی مشهود و روزافزون افزایش می یابد. و این همه، واقعیت هایی است که تنها اهالی مطبوعات به شکلی ملموس آن را حس می کنند. روزنامه نگاران و مدیران مسوول در چالش مستقیم و رودررو با «واقعیت»های جاری، وضعی پارادوکسیکال (واجد تناقض) را تنفس و طی می کنند. اینان از یک سو و بنا به حرفه یی که دارند، ناچار به فعالیت مطبوعاتی و انتشار روزنامه اند؛ و از سوی دیگر با توجه به محدودیت ها و شرایط موجود ملزم به رعایت «توصیه»ها و در نظر داشتن «تذکر»های شفاهی و کتبی و همچنین پرهیز از پا نهادن بر خطوط قرمز پیدا و پنهان هستند. این همه، اگر علاوه شود به ماهیت روشنفکرانه کار روزنامه نگاری و وظیفه «روشنگری» روزنامه نگاران، بیش از پیش سخت و غیرقابل هضم می شود. به بیان دیگر روزنامه نگار از یک طرف باید معیشت خود و خانواده خویش را تامین کند، از طرفی باید به فکر مصالح نشریه باشد؛ همزمان باید ملاحظات تحمیلی به سردبیر و مدیرمسوول از سوی مراجع را رعایت کند؛ و از طرف دیگر دغدغه پیگیری «حقیقت» و تقریر آن را داشته باشد و به فکر کاستن از درد و رنج هم میهنان و هم نوعان خود باشد. این وضع البته برای مخاطبان چندان ملموس و محسوس نیست. خوانندگان اگرچه به اجمال از فشارها و تهدیدها و محدودیت های تحمیلی بر مطبوعات مطلع اند، اما هنگامی که روزنامه را پیش چشم قرار می دهند، بحق مطلوب ها و مطالب مورد علاقه و نیاز خود را می جویند. چه بسا که مخاطب (خواننده مطالب) از «خودسانسوری»ها و «ممیزی»های صورت گرفته بی اطلاع و غافل بماند و «نیاز» پاسخ ناگرفته خویش را ناله کند و به شکایت و شکوه از روزنامه نگاران و مطبوعات بنشیند. اینجاست که کمتر خواننده یی خود را در موقعیت «روزنامه نگار» می نشاند و در مقام همدلی با تنگناهای او برمی آید. این وضع هنگامی دردناک تر می شود که برخی خوانندگان روزنامه ها و نشریات کشور بدون در نظر گرفتن محدودیت ها و مشکلاتی که متوجه اهالی مطبوعات منتقد و مستقل در داخل کشور است، «خروجی» و «محصول» کار ایشان را با آنچه از رسانه های دیداری و شنیداری ماهواره یی یا فعال در فضای مجازی، اینترنت، برون می تراود، به مقایسه می نشینند. اینجا است که مخاطب بدون در نظر گرفتن «شرایط» کار برای دو رسانه، به داوری در مورد محصول آنها می پردازد. یکی از نتیجه های عینی و قابل پیش بینی این داوری (قضاوت غیرمنصفانه) افت تیراژ و مخاطب مطبوعات منتقد است؛ اتفاقی که خود، بر تنور این «سیکل معیوب» می دمد و مشکلات اقتصادی مضاعفی را بر مطبوعات مستقل و روزنامه نگاران بار می کند. بدیهی است مخالفان اصلاحات و تکثر و دموکراسی از چنین وضعی بس خشنود خواهند بود. آنچه در این میان به شکلی تعجب برانگیز رخ می دهد، وضعی است که اتفاقاً صاحبان قدرت به آن معترض اند؛ رجوع مردم به رسانه های بیگانه. وقتی مطبوعات کشور دچار تضییقات و محدودیت های گوناگون باشند، و هنگامی که روزنامه نگاران با تذکرها و تهدیدها و توصیه های متعدد روبه رو هستند، آشکار است که مخاطبان رسانه های فرامرزی (شبکه های ماهواره یی یا سایت های اینترنتی) رو به فزونی خواهند گذاشت. در این عرصه، «صلاح و مصلحت خویش خسروان دانند». اما در عرصه یی که جامعه مدنی ایران آن را تعریف می کند و سامان می دهد، این مهم، متوجه و گریبانگیر شهروندانی است که نشریات موجود را با تمام کاستی ها، همچنان یکی از منابع و مراجع مطمئن خویش برای اطلاع از وضع کشور، و نیز برای آگاه شدن بیشتر از حقایق امور (از دل تحلیل ها) می دانند. از این منظر، خوانندگان مطبوعات منتقد و مستقل ملزم اند (و شاید ناچار) درنهایت همدلی با روزنامه نگاران منتقد، «جملات نوشته نشده»، یا «واژه های سانسورشده» را از میان سطرها، خود کشف کنند و بخوانند یا از دل «روبنای» تیترها و اخبار و گزارش ها و تحلیل ها به لایه های زیرین پنهان و نگاشته نشده گام بردارند و گریزی بزنند. وضع دشواری که گریبان مطبوعات و روزنامه نگاران را در ایران امروز گرفته است و در آشکارترین وجه هر روز خود را با توقیف نشریه یی بازتعریف و عریان می سازد، بدون همدلی و همراهی خوانندگان همین اندک مطبوعات منتقد و مستقل سخت تر و تحمل ناپذیرتر خواهد شد.
| |
| یکشنبه 19 مهر1388 |
 |
 |
|
|
 |
دفتر فنی و مهندسی مدنی |
|
 چه بگویم از این همه تنهایی
|
 |
مدیران |
|
|
 |
پیوندهای روزانه |
|
|
|
 |
شمارنده بازدید |
|
|
 |
تبلیغات |
|
|
|
|